مجتبى ملكى اصفهانى
257
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
1 - اختلاف در كيف ؛ يعنى اگر يكى موجبه است ، ديگرى سالبه باشد . 2 - اختلاف در كم ؛ يعنى اگر يكى كلى است ، ديگرى جزئى باشد . 3 - اختلاف در جهت ؛ يعنى اگر يكى ممكنه عامه است ، ديگرى ضروريه باشد . « 1 » تنقيح مناط تنقيح در لغت پيراستن و پاك كردن است . گفته مىشود : كلام منقح ، يعنى كلامى كه اضافه و زيادى در آن نيست . تنقيح مناط نزد اصوليين ، يعنى الحاق فرع به اصل ، با الغاى فرق بين آنها . به اين صورت كه بگوييم : بين اصل و فرع فرقى نيست جز اين مورد ، و اين مورد نيز در حكم دخالت ندارد ، بنابراين ، چون در علّت حكم مشتركند ، پس در حكم نيز مشتركند . « 2 » به عبارت ديگر : تنقيح مناط يعنى پاك كردن علّت حكم و تعميم دادن آن . هرگاه شارع تصريح به حكمى كرده باشد ولى علّت آن را متعرض نشده باشد ، مىگويند : براى دستيابى به علّت حكم و تعميم دادن آن به موارد ديگر ، بايد مجتهد از طريق « سبر و تقسيم » وارد شود . يعنى مجتهد آزمايش ( سبر ) مىكند و اوصاف متعددى را كه احتمال مىدهد يكى از آنها علّت حكم در اصل باشد ، يكى يكى در برابر حكم اصل قرار مىدهد و مىسنجد تا ببيند بين آن
--> ( 1 ) المنطق مظفر ، ص 189 . ( 2 ) ارشاد الفحول ، ص 221 ؛ اصول الفقه خضرى ، ص 332 ؛ الاصول العامة ، ص 315 .